loading

تشک فنری با کیفیت بالا، تشک رول آپ سازنده در چین.

آخرین سواری

هی، مسافر زمان!
این مقاله در تاریخ 2018/11/2 (212 روز پیش) منتشر شده است.
بنابراین، ممکن است اطلاعات موجود در آن دیگر به‌روز نباشد.
اسکای، کریتون. —
چراغ‌های جلو از میان برف بیرون زده بودند و این جاده آرام را که درست آن سوی مرز ساسکاچوان قرار داشت و تقریباً از آن جدایی‌ناپذیر بود، روشن می‌کردند.
اتوبوس سر وقت با صدای غرشی در خیابان حرکت کرد.
زیر لبه بام مرکز رفاهی کوتس، گروهی از مسافران منتظر ایستاده بودند.
در طول ۳۰ دقیقه گذشته، آنها به آرامی وارد شدند، در حالی که کیسه‌هایی در دست داشتند و گونه‌هایشان در سرما سرخ شده بود.
اتوبوس از پیچ خیابان رد شد و به محض رسیدن به ایستگاه آهی کشید.
در باز شد و راننده پایین پرید.
او چشمان روشنی دارد.
موهای کوتاه خاکستری.
وصله‌ای روی یونیفرمش دوخته شده بود تا سال‌های رانندگی‌اش را نشان دهد.
«کجا میری؟»
او با علاقه‌ی فراوان از مردمی که دور هم جمع شده بودند پرسید.
اسمش داگ استرن است. او برنامه را خیلی خوب می‌شناسد.
او ۶۷ سال دارد و ۴۳ سال است که اتوبوس‌های گری‌هاوند را می‌راند و بیشتر آنها بین وینیپگ و فلاینورون، تقریباً ۹۰۰ کیلومتر در هر جاده، رانندگی کرده‌اند.
بیرون اتوبوس، فهرست مسافرانش را بررسی کرد.
امشب شش نفر از ایستگاه فلین فلون حرکت کردند که میانگین بار این ایستگاه است.
با حرکت اتوبوس به سمت جنوب، مسافران بیشتری سوار خواهند شد
اگرچه امشب مثل بیشتر شب‌ها پر نیست.
برای هر مسافری داستانی وجود دارد.
دو مرد جوان پس از دیدار دوستانشان، به خانه‌شان در وینیپگ بازگشتند؛
لیزا لا روزا هم داستان پسرش را دارد؛
جاستین اسپنسر برای اولین بار در دو سال گذشته میزبان نلسون است.
اسپنسر فقط چند ساعت توی اتوبوس خواهد بود.
او در پاس پیاده خواهد شد، جایی که سوار قطار شماره ۱۰ خواهد شد.
یک ساعت طول می‌کشد تا به قطار تامپسون برسیم.
از آن زمان، او با ماشین به خانه نلسون، جایی که مادرش دفن شده است، می‌رود.
می‌خواهد قبرش را ببیند.
در بخش وسیع شمالی مانیتوبا، حمل و نقل در اینجا بخش عمده‌ای از ریتم زندگی را به هم پیوند می‌دهد.
شب سردی بود و راننده‌ی عقب‌نشینی در فروشگاه رفاه منتظر زمان تعطیلی کارش بود.
او به شوخی گفت اشکالی ندارد که امشب زود برویم؛
اون فقط داره شوخی می‌کنه.
از نظر او، اتوبوس همیشه سر وقت حرکت می‌کند.
تلفن فروشگاه رفاه زنگ خورد و صاحب فروشگاه جواب داد.
او به استرن گفت که زنی از ناپا پشت تلفن است.
او می‌خواست بداند که آیا اتوبوس طبق برنامه از فلین فلون حرکت می‌کند یا نه تا وقتی ساعت ۴ صبح در شهرش توقف کرد، بتواند سوار شود. م.
استرن می‌خندد.
گفت که دارد می‌آید و به ساعت نگاه کرد -- ساعت ۷:۲۷ بعد از ظهر است. م.
راننده برگشت و از در بیرون رفت.
قبل از رفتن، به دنبال صاحبش برگشت.
آن دو با آغوش باز دست در دست هم گذاشتند که این آخرین وداع بود.
استرن گفت: «از همکاری با شما لذت بردم.» \". «موفق باشید.»
«این آخرین اتوبوس گری‌هاوند در فلین است.»
تا چند ساعت دیگر، این شرکت مسیر استان چمنزار خود را برای همیشه متوقف خواهد کرد.
به مدت ۸۳ سال، این خط اتوبوسرانی شبکه‌ای را در مانیتوبا ایجاد کرده است؛
حالا، با شبنم صبحگاهی ناپدید خواهد شد.
خداحافظی تمام شد.
وقتشه که ادامه بدیم.
در اتوبوس، استرن روی صندلی راننده نشست و آخرین بررسی‌ها را برای خاموش کردن چراغ‌های ماشین انجام داد.
موتور اتوبوس هنگام دور زدن غرید و وسیله نقلیه به سمت خیابان کج شد.
اتوبوس کمتر از ۱۲ ساعت تا وینیپگ زمان می‌برد.
در طول مسیر، از بیش از ۳۰ پایگاه زندگی روستایی، پراکنده در سپرهای شمالی و دشت‌های شمالی و در نهایت در دشت مسطح، عبور خواهد کرد.
نام ایستگاه با حرکت اتوبوس، در محوشدگی مانیتوبا، همراه خواهد بود: بی‌نیاز از وان. مینیتوناها رودخانه پاین. مک‌کریری
وقتی بالاخره به وینیپگ برسد، پایان شبکه‌ای را نوید خواهد داد که مدت‌ها شریان‌های حیاتی را به جوامع کوچک متصل می‌کرد و مردم را ناامید می‌کرد.
روش هزینه ورود و خروج.
به دنبال آن یک خط اتوبوس کوچک که با یک خط اتوبوس کوچک دیگر سنگفرش شده است، قرار دارد.
آیا این تلاش‌ها به نتیجه خواهد رسید؟
اگر این کار را نکنند چه اتفاقی می‌افتد؟
فقط زمان به ما خواهد گفت.
حالا، در ابتدای این پایان، استرن اتوبوس را به سمت بزرگراه هدایت می‌کند.
چراغ‌های فلین فلون ناپدید شدند و برف خیسی که بر فراز شهر شناور بود، نورشان را کم کرد.
شاید آخرین سفرش باشد، اما زندگی روزمره‌اش مثل قبل خواهد ماند.
او از بلندگوهای اتوبوس به مسافران گفت: «اگر متوجه شدید هوا خیلی گرم یا خیلی گرم است، به من اطلاع دهید.» \".
«این آخرین سفر من خواهد بود، بنابراین می‌خواهم برای همه شما سفری خوش آرزو کنم و از شما به خاطر انتخاب خط اتوبوس گری‌هاوند تشکر کنم.»
جاده ناهموارتر شده است.
گودال‌ها پهن‌تر شدند.
چراغ‌های خانه کم‌نورتر شدند تا اینکه آبی شب را شکافتند --
یک شال مشکی کمیاب با پرتوی چشمک‌زن.
یک سیگنال، یک یادآوری: افرادی آنجا هستند.
برای آشنایی با وسعت غرب کانادا، شاید لازم باشد حداقل یک بار سوار اتوبوس شوید.
زمین در مقابل شما آشکار می‌شود. هیچ مکان و زمانی وجود ندارد، هیچ مکان و زمانی وجود ندارد.
در خانه، در شهر کافی نیست؛
اما در اینجا، محدود به نیاز به انگیزه‌ای است که هنوز از نیروی کار آزاد نشده است و چیز دیگری وجود ندارد.
جایی که تو ترکش کردی، دیگه نیست.
جایی که می‌روی خیلی دور است.
وقتی سرویس تلفن قطع شود، سعی خواهی کرد مطالعه کنی و بخوابی.
سعی کنید ایده‌ای برای دریافت برق کافی برای روشن کردن ماشینی که ناگهان با مغزی بیش از حد تحریک‌شده در حال استراحت است، پیدا کنید.
بیرون پنجره، چشمانت به بالای درخت کاج چنار، در برابر تاریکی کوچک‌تر آسمان، دوخته شده است.
شما می‌توانید تم موسیقی اتوبوس را از قلب آن بیاموزید: صدای چرخ‌ها روی جاده، صدای بم موتور، و صدای برخورد سیستم مکانیکی.
ماشین با غرشی به سمت مخالف حرکت کرد.
این زندگی تو در ۱۲ ساعت آینده است.
کاری جز تسلیم شدن در برابر اتوبوس نمی‌شود کرد.
در واقع، چیز زیادی لازم نیست.
سطح هر مشکلی به اندازه کافی سخت است که بتوان آن را لمس کرد، و داستان غرب و شمال کانادا همیشه داستانی از پیوستگی و گسستگی است.
برای رشد و شکوفایی در اینجا، جوامع باید تعادل مداومی بین انتساب و جداسازی حفظ کنند.
در ابتدایی‌ترین سطح، این یک مشکل ترافیکی است.
در شمال، جوامع با نحوه‌ی ارتباطشان توصیف می‌شوند: می‌توانید با ماشین، قطار، هواپیما، ترکیبی از موارد بالا یا ترکیبی از هر دو به آنها دسترسی پیدا کنید.
ساکنان همیشه از این ارتباطات شکننده آگاه هستند.
چهارشنبه شب، ساعاتی پس از عبور آخرین اتوبوس شرکت گری‌هاوند از مانیتوبا، هواداران چرچیل با شنیدن سوت قطار پس از ۱۷ ماه، به شادی پرداختند.
فلین فلون، هرچند به اندازه چرچیل دور نیست، اما داستان مشابهی در بطن خود دارد.
بیش از یک قرن پیش، پرسنل اکتشاف مسافت‌های طولانی را به این منطقه سفر کردند، اردوگاه‌هایی برپا کردند و زندگی‌های ناچیزی را از دل زمین‌های زیبا اما دلهره‌آور بیرون کشیدند.
کن پاولاچوک، عضو شورای شهر، گفت: «سعی کردم تصور کنم چطور به اینجا آمده‌اند و تعداد زیادی از آنها از میان بوته‌ها عبور کردند.» \".
«راه‌آهنی وجود ندارد و جاده جایی در امتداد بزرگراه اطراف وینیپگ به پایان می‌رسد.»
اما آنها اینجا هستند.
روزی، یک شکارچی آثار ماتیس به نام دیوید کالینز از نقشه بردار تام کریتون خواست تا برخی از سنگ‌های براقی را که در دریاچه‌ای در همان نزدیکی پیدا کرده بود، شناسایی کند.
این امر منجر به کشف مقدار زیادی مس و روی شد که هنوز هم در آنجا استخراج می‌شود.
ورود و خروج افراد و کالاها از فلین فلون از همان ابتدا یک چالش مداوم بود.
مهندسان راهی برای ساخت راه‌آهن از میان هزارتوی ناهموار مرسک و صخره‌ها پیدا کردند؛
جامد یخ زده در زمستان پس از ذوب شدن شروع به پوسیدگی می‌کند.
زمستان ۱۹۲۷-
28. آنها ساخت و ساز در راه آهن را آغاز کردند که به فلین فلون زندگی خواهد بخشید.
ریل‌ها ابتدا روی زمین یخ‌زده گذاشته می‌شوند و پس از فرو رفتن ریل‌ها در زمین مرطوب در بهار، خدمه به عقب برمی‌گردند و آنها را پشتیبانی می‌کنند.
با این وجود، زمین هنوز در حال مبارزه با این ارتباط است.
زیر پایه با گودال‌های بزرگی پوشیده شده بود و ریل را در هوا معلق نگه داشته بود.
بعضی شب‌ها کارکنان در همان نزدیکی کار می‌کنند-
ساعت، سنگریزه‌ها را در مغاکی که از زمین زبانه می‌کشد، بریز.
به طرز باورنکردنی، با وجود این موانع، راه آهن تنها در نه ماه تکمیل شد.
این دردها از خاطره جمعی فلین فورون بسیار دور هستند.
در نزدیکی مجسمه معروف شهر به همین نام، فلینتاباتی فلوناتین، یک موزه روباز از تجهیزات حمل و نقل دست دوم وجود دارد که پر از باد و یخبندان است.
پشت یک حصار نازک، یک سورتمه تراکتوری جنگلی قدیمی قرار دارد که با سرعت ۵ کیلومتر در ساعت در امتداد دریاچه‌های یخ‌زده می‌خزد.
در سال ۱۹۲۸، تراکتورها ۲۹۰۰۰ تن کالا حمل کردند و سد را در شمال فلین ساختند؛
آنها تا سال ۱۹۵۲ از آن استفاده می‌کردند.
یکی یکی، ارتباط جدیدی با flynveron برقرار می‌شود و هر ارتباط جدید باعث شکوفایی و ثمردهی شهر می‌شود.
حتی امروزه، ساکنان گاهی اوقات با دقت بیشتری به عکس‌ها نگاه می‌کنند، تاریخ را پیدا می‌کنند و در نهایت می‌گویند: «حتماً قبل از جاده است.»
«در این مورد، این جاده، بزرگراه اصلی بزرگراه استانی شماره ۱۰ است.»
در سال ۱۹۵۲، با روبانی خوش‌بینانه به فلین فلون رسید --
مراسم برش
تا به امروز، فلین فلون هنوز ترمینال، آخرین محل اتصال شمال غربی در مانیتوبا است.
وقتی جاده باز شد، پاولاچوک فقط دو سال داشت.
اما به یاد آورد که بزرگراه فقط یک کمربند شنی باریک است،
او گفت که ساخت ۱۴۰ عدد از آنها حدود چهار ساعت طول کشیده است.
یک کیلومتر سفر به پاس.
با این اوصاف، این جاده راه را برای رونق فلین فلون هموار کرد.
کمی پس از تکمیل جاده، سرویس اتوبوسرانی به آنجا رفت؛
پیگیری امور تجاری.
در دوره اوج دهه ۱۹۶۰، جمعیت شهر به ۱۵۰۰۰ نفر رسید؛
امروز روی ۵۰۰۰ تنظیم شده است.
حتی در جاده، تاریخ منزوی فلین فلون تأثیر ماندگاری بر جامعه گذاشته است.
در روزهای اولیه معدن، شرکت معدن و ذوب هادسون بی سعی کرد کارگران را راضی نگه دارد و سرگرمی و تفریح را ترویج دهد.
این میراث دهه‌ها بعد همچنان ادامه دارد.
با وجود وسعت زیاد، فلین فلون یکی از هنری‌ترین و پر جنب و جوش‌ترین جوامع در مانیتوبا است که پر از جشنواره‌های موسیقی و گروه‌های هنری است؛
هر دو سال یکبار، ساکنان یک نمایش موزیکال خیره‌کننده را به روی صحنه می‌برند.
نفت سال گذشته
بهار آینده مامان میشن.
بلیت‌های این نمایش هر سال تمام می‌شود.
بنابراین این یک تعادل برای جوامع دورافتاده است.
وقتی به حال خود رها شوند، می‌توانند شکوفا شوند و فضایی برای خلق فرهنگ ایجاد کنند.
اما برای زنده ماندن، برای حفظ زندگی روزمره و عملیات تجاری، آنها نیاز به حفظ ارتباط پایدار با دنیای خارج دارند.
مدتی، این تازی بود که جامعه‌ای مانند فلین فلون را فراهم می‌کرد.
مسیر آن در شمال و غرب اشباع شده و تقریباً در هیچ جای دیگری به جوامع نفوذ نمی‌کند، که این یک سطح پایین قابل اعتماد است.
هزینه برای بقیه دنیا.
فقط بحث جابجایی نیست.
در شهرهای بزرگی مانند وینیپگ، جریان کالا پیشرو پایدار است و لجستیک حمل و نقل کالا به ندرت مورد توجه عموم قرار می‌گیرد.
اما در فلین، یک سرویس باربری پایدار بسیار مهم است.
کشتی گری‌هاوند هر روز یک تریلر پر از کالا حمل می‌کند.
اسناد وکالت، قطعات خودرو.
تجهیزات پزشکی از شهرستان ارسال شد
مسافران گاهی اوقات سوار هواپیما می‌شوند و دسته‌ای گل را در صندلی‌های جلو پیدا می‌کنند.
پاولاچوک گفت: «بسیاری از کسب‌وکارهای محلی به این متکی هستند.» \".
«هزینه حمل و نقل، هزینه کم حمل و نقل را جبران می‌کند.»
«وقتی این حق انتخاب‌ها از مردم گرفته شود، مردم اینجا از قبل می‌دانند چه اتفاقی خواهد افتاد.»
در ماه مه ۲۰۱۷، این استان شرکت اتوبوس‌رانی خود را تعطیل کرد.
برخی از شرکت‌های خصوصی برای تصاحب برخی خطوط وارد عمل شدند، اما برخی دیگر بدون مراقبت رها شدند.
پس از تعطیلی، کریتون ارتباط اتوبوسی با استان نداشت.
یک کسب و کار خصوصی در زمینه حمل و نقل برخی محموله‌ها، کار در ساعات طولانی و ارسال کالا به و از ساسکاتون فعالیت دارد.
سایر ساکنان و مشاغل سگ‌های خاکستری خود را از وینیپگ ارسال می‌کنند.
ساندرا شرودر، ساکن کریتون، گفت: «برای چیزی مانند نمونه آزمایش آب، اکنون آنها باید جای دیگری برای ارسال پیدا کنند.» \".
«آنها دوست دارند به وینیپگ بروند چون اتوبوس دارند.»
نمی‌دانم حالا این دو شهر چه خواهند کرد.
شرودر می‌داند که گری‌هاوند چقدر برای فلین فورون و هر کسی که آنجاست مهم است.
در سال ۲۰۰۸، او به سرطان سینه مبتلا شد و دو فرزند خردسال در خانه داشت.
خانواده‌ای در وینیپگ هستند که او تصمیم گرفته در آنجا تحت درمان قرار گیرد.
اتوبوس به طناب نجات او تبدیل شد.
در سالی که بیماری‌اش تشخیص داده شد، هشت بار با گری‌هاوند به وینیپگ رفت؛
اخیراً، او سالی یک یا دو بار، سلامت خود را با پزشکان شهر زیر نظر می‌گرفت.
در آخرین ویزیتش، او رسماً در ماه ژوئیه توسط یک متخصص انکولوژی از بیمارستان مرخص شد.
او گفت، حالا که به گذشته نگاه می‌کند، نمی‌تواند تصور کند که اگر اتوبوس نبود، چقدر سخت می‌شد؛
او به دلیل شرایط دیگری از پرواز اجتناب کرد.
حالا شرودر نگران این است که فروپاشی مسیر گری‌هاوند چه معنایی برای دیگران دارد.
اگر نتوانید خودتان رانندگی کنید، بیرون آمدن از فلین فلون سخت است.
پروازها گران هستند؛ پروازهای کوتاه
هزینه بلیط هواپیما به وینیپگ ۱۷۰۰ دلار است.
در مقابل، حتی آخرین دور دقیقه-
هزینه اتوبوس‌های مسافرتی از flynveron به وینیپگ در مجموع ۲۳۰ دلار شد.
این یعنی بسیاری از افرادی که با اتوبوس حرکت می‌کنند، همان‌هایی هستند که بیشترین نیاز را به اتوبوس دارند.
در شمال مانیتوبا، طولانی‌ترین
مسافران اتوبوس‌های بین‌شهری، محلی هستند.
بسیاری از مردم مسن هستند و در شهرهای بزرگ به خانواده یا پزشک خود مراجعه می‌کنند. برای آنها—
برای جوانانی که به دنبال شغل هستند یا زنانی که می‌خواهند از خانواده‌های بدرفتار فرار کنند --
سرویس اتوبوس‌رانی فرسوده به این معنی است که هیچ راه مقرون‌به‌صرفه‌ای برای ورود و خروج وجود ندارد، مگر اینکه بتوانید ماشین پیدا کنید.
شرودر گفت: «این برای جاهایی مثل ما حیاتی است.» \".
«در شهر معدن، با موقعیت‌های بحرانی زیادی روبرو خواهید شد.»
مین‌ها، اونا خوبن. مشاغل پردرآمد.
مراقبت‌های بهداشتی یک شغل پردرآمد است.
«اما شما همین الان هم تمام جوامع دورافتاده‌ی بومیان را دارید که تنها وسیله‌ی حمل و نقل آنها همین است.»
این امر باعث آسیب‌پذیرتر شدن افراد بیشتری خواهد شد.
«همچنین، وقتی سفرهای هوایی نمی‌توانند فلین فلون را شکست دهند، گری‌هاوند آنجاست.»
هفته گذشته، تنها چند روز قبل از آخرین سفرش، راننده استرن تماسی تلفنی دریافت کرد که باید 10 مسافر سرگردان در فرودگاه فلین فلون را سوار می‌کرد.
کیلومترها به خارج از شهر سفر کنید.
در هوای برفی، هواپیما نمی‌توانست بلند شود؛
در فرودگاه کوچک فلین فلون، آنها همچنین نمی‌توانستند در مکان‌هایی با دید کم فرود بیایند.
اما اتوبوس می‌تواند سرباز باشد، جایی که هواپیما جرات رفتن ندارد.
بنابراین حتی با وجود کاهش مسافران در ۱۵ سال گذشته، همچنان به پیشرفت خود ادامه می‌دهد.
مدام افرادی را که باید از فلین فلون خارج شوند یا وارد شوند، جمع کنید و به جلو ببرید.
فقط به این خاطر که تازی‌هاوند ورشکسته است، این افراد به جایی نمی‌رسند.
پاولاچوک گفت: «مردم با اتوبوس به شهر می‌روند و با اتوبوس از شهر خارج می‌شوند.» \".
«حالا می‌خواهند چه کار کنند؟ نمی‌دانم.»
کی خوابیده ای؟
از همه جا باخبر.
دو ساعت دیگر، چند صد کیلومتر راه است، از خواب بیدار می شوی.
در تاریکی، چشمانتان را تنگ می‌کنید تا تغییراتی در زمین ایجاد کنید تا پیشرفت خود را ارزیابی کنید.
تا اینجا، بعد از چند ساعت سفر، با نکات عجیب و غریب اتوبوس آشنا شده‌اید.
یک پریز برق وجود دارد که کار نمی‌کند.
درب حمام، عملکرد قفل آن بسیار عجیب است.
مردی در دو ردیف اول به شدت سرفه می‌کرد.
می‌خوای بدونی که آیا بقیه‌ی مسافرها متوجه همچین چیزهای کوچیکی تو شدن یا نه.
بو می‌کشی، ناخن‌هایت را می‌جوی، راهت را کج می‌کنی.
اگر این کار را می‌کردند عالی می‌شد؛
اتوبوس دموکراتیک است.
کلاس اولی وجود ندارد.
هیچ صندلی‌ای بهتر از بقیه نیست، مگر اینکه ترجیح دهید به پنجره تکیه دهید، در غیر این صورت پنجره گردنتان را می‌لرزاند یا در راهرو مردم شما را به عقب هل می‌دهند.
قوانین بسیار کمی در مورد نحوه نشستن وجود دارد، بنابراین بدن در حالت بی‌نظمی قرار خواهد گرفت.
مرد کوتاه‌قد در حالت جنینی خودش را جمع کرد و از کت خزشان به عنوان بالش استفاده کرد؛
مرد قدبلند پاهایش را روی راهرو، یک تشک خالی، دراز کرد.
بعضی شب‌ها، راننده هنگام شمردن سر افراد گمشده، آنها را در حالی که زیر صندلی‌هایشان خوابیده بودند، پیدا می‌کرد.
شاید این شکل‌ها جوهره‌ی طول باشند.
اتوبوس کانادایی، معتبرترین محموله‌اش: چندین جسد که در انیمیشن آویزان گرفتار شده بودند، تکان می‌خوردند و واژگون می‌شدند.
فرقی نمی‌کند چه کسی باشند یا از کجا آمده باشند، فرقی نمی‌کند.
اینجا کاناداست. هیچ اصلاحی وجود ندارد.
این احتمالاً جذاب‌ترین روش سفر نیست.
اما تا حدودی، این صادقانه‌ترین حالت ممکن است.
در شرکت گری‌هاوند، وقتی شرکت مسیر خود را به مانیتوبا تغییر داد، راننده شروع به دیدن نوشته روی دیوار کرد.
با این وجود، وقتی این شرکت در ماه جولای اعلام کرد که عملیات خود را در استان‌های پریری متوقف خواهد کرد، نتیجه نهایی تکان‌دهنده بود.
استرن گفت: «ما هرگز فکر نمی‌کردیم که این ماجرا تمام شود.» \".
«اما حقیقت این است که مردم دیگر سوار ماشین نمی‌شوند.»
رانندگان می‌دانند که تعداد مسافران سال‌هاست که رو به کاهش است.
ممکن است عوامل زیادی وجود داشته باشد: افراد بیشتری صاحب خودرو هستند.
برخی از جوامع روستایی در حال کوچک شدن هستند.
تعداد بیشتری از اقوام اولیه شروع به اداره حمل و نقل پزشکی خود کردند.
راننده‌ی استرن گفت که در «گذشته‌های خوب»، بیش از ۱۳۰ راننده فقط در ساعات اوج خدمات در مانیتوبا مشغول به کار بودند.
آنها در سراسر استان مستقر هستند و رانندگان در وینیپگ، برندون و تامپسون کار می‌کنند.
او گفت که گری‌هاوند جای خیلی خوبی برای کار کردن است، با «فضای خیلی خوب» و دوستی دلپذیری که با راننده برقرار است.
در آن روزها، گزینه‌های زیادی برای انتخاب وجود داشت، از جمله سه بار رفتن به فلین فلون در روز.
اون وینیپگ-
مسیر روزانه فلین فلون در بین رانندگان بسیار محبوب است.
هر بار ۱۲ ساعت است، به این معنی که راننده ساعات کاری هفته را در دو روز فشرده می‌کند.
بنابراین شما به آنجا رانندگی می‌کنید، یک شب می‌مانید، برمی‌گردید و سه روز استراحت می‌کنید.
در برهه‌ای از زمان، این مسیر آنقدر محبوب می‌شود که حدود ۲۵ سال طول می‌کشد تا راننده‌ای شانسی برای عبور از آن داشته باشد.
استرن گفت: «من خوش‌شانس هستم.» \"
«بعد از اینکه اوضاع خوب شد، سه بار دویدیم، بنابراین توانستم آن را بگیرم.»
او در ۲۷ سال آینده کاندیدا خواهد شد.
یک بار، دندانپزشکش از او پرسید که آیا حوصله‌اش سر رفته و هر روز مسیر یکسانی را طی می‌کند؟
استرن فقط لبخند زد و سپس سوال دیگری پرسید: آیا دندانپزشکان از تراشیدن دندان‌هایشان هر روز خسته می‌شوند؟
او گفت، حقیقت این است که روز رفتن به فلین فلون لذت‌بخش بود.
او مسافران دائمی دارد و چند ساعتی با آنها صحبت خواهد کرد؛
شرودر یکی از آنهاست.
او دوست دارد شکوفه‌های بهار را ببیند و حیوانات را که روی درختان پرواز می‌کنند.
اما داره تموم میشه.
در جلسه‌ای با مقامات شهری و بهداشتی در سراسر مانیتوبا در سال ۲۰۱۲، مدیران گری‌هاوند این خبر را اعلام کردند که بدون کمک بیشتر نمی‌توانند شمال را اداره کنند.
مانیتوبا پس از تهدید شرکت هواپیمایی گری‌هاوند به قطع خدمات در سال ۲۰۰۹، شروع به ارائه یارانه به مسیرهای شمالی کرد.
این استان طی سه سال آینده ۸ دلار سرمایه‌گذاری کرده است.
۴ میلیون، و تغییر قوانین حمل و نقل برای ایجاد رقابت بیشتر.
اما اکنون استان آماده است تا بودجه خود را برداشت کند.
نماینده فلین فلون خاطرنشان کرد که این استان در حال حاضر به حمل و نقل عمومی شهری یارانه می‌دهد - در آن زمان توافق 50-50 بود؛
اشکالی نداره؟
پاولاچوک گفت: «من نمی‌گویم که مخالف آن هستم.» \".
شمال مانیتوبا، (بین شهری)
گاهی اوقات خدمات اتوبوسرانی از جنوب مانیتوبا مهم‌تر است.
مانند راه آهن، به یک جامعه خدمت می‌کند.
هیچ چیز جز شرکت هواپیمایی وجود ندارد.
اما استان اصرار دارد که هیچ یارانه‌ای ارائه نخواهد شد.
در ماه جولای، گری‌هاوند بیش از دوازده مسیر را قطع کرد.
تامپسون پیش فلین رفت.
اتوبوس‌هایی که وینیپگ و فلاینورون را به هم متصل می‌کردند و در آن زمان دو بار در روز حرکت می‌کردند، به یک بار در شب کاهش یافتند.
بعد از اینکه مسیر را قطع کردند، استرن به سمت تامپسون رانندگی کرد.
وقتی آنها هم مسیر را قطع کردند، او به گردش آشنای فلین فلون بازگشت.
دیگر از گیاهان یا حیوانات قدردانی نمی‌شود؛
تقریباً تمام سفر در تاریکی انجام شد.
او گفت: «عصرها، در بزرگراه قدم می‌زنی و تنها چیزی که می‌بینی خط زردی است که به سمتت می‌آید.» \".
تا حدودی، این تصمیم ممکن است زوال سگ‌های تازی را تسریع کرده باشد.
اتوبوس‌هایی که از فلین فلون خارج می‌شوند، در بین مسافران محبوب‌تر هستند؛
در طول مسیر شبانه، اتوبوس پس از بیش از شش ساعت رانندگی و قبل از اینکه در مکانی باز نشده متوقف شود، به کشتی پرینس برخورد کرد.
اما ارسال شبانه بیشتر مورد توجه مشتریان باربری است که مجبورند تمام روز بسته ها را به موقع برای شب به انبار ارسال کنند.
بنابراین این ماندن است که سفر برخی افراد را حتی ناراحت‌کننده‌تر می‌کند.
پاولاچوک گفت: «سوار شدن با اتوبوس سخت شده است.» \". یک ۱۱-
یک ساعت با اتوبوس در شب. . .
اگر مریض هستید، اینجا جای خوبی نیست.
این پول به بخش مراقبت‌های بهداشتی منتقل شد، بنابراین اکنون آنها مردم را برای مراجعه به پزشک بیرون می‌آورند.
مسافران مدام در حال سقوط هستند.
تاکنون در سال جاری، تعداد رانندگان در مانیتوبا به حدود ۳۰ نفر کاهش یافته است.
وقتی خبر تعطیلی قریب‌الوقوع منتشر شد، بسیاری از رانندگان جوان
واجد شرایط دریافت غرامت اخراج نیست
استعفا بده تا یه کار جدید پیدا کنی. قدیمی-
تایمر برای اتمام سرویس خود متوقف شد.
بسیاری از مردم، مانند استرن، عاشق کارشان هستند و نمی‌خواهند آن را ترک کنند.
ممکن است فرصت‌های جدیدی برای برخی از رانندگان وجود داشته باشد.
در غرب کانادا، بخش خدمات خصوصی در تلاش است تا برخی از شکاف‌های ایجاد شده پس از فروپاشی شبکه Greyhound را پر کند و جای پره‌های چرخ‌ها را بگیرد.
در تامپسون، یک شرکت اتوبوس‌رانی جدید شروع به خدمت‌رسانی به شمال کرد.
هفته گذشته، اولین خط اتوبوس ملی در کلسی
طبق اساسنامه متعلق به پاس، اعلام شده است که فلین فلون را تصاحب خواهد کرد-
مسیر وینیپگ این هفته آغاز شد.
مشخص نیست که این تلاش‌های جدید چگونه به نتیجه خواهند رسید.
حتی با وجود مزایای شبکه گسترده‌تر و جیب‌های پرپول‌تر، گری‌هاوند سال‌هاست که در این مسیر ضرر کرده است.
آیا اپراتورهای کوچک‌تر می‌توانند خدمات ثابتی ارائه دهند؟
پاولاچوک با ناراحتی گفت: «فکر می‌کنم برایشان خیلی سخت باشد.»
«این کار پول زیادی در نمی‌آورد.»
زمان به ما خواهد گفت.
با این وجود، چه اپراتور جدید شکست بخورد و چه موفق شود، در حال حاضر نکته‌ای برای گفتن وجود دارد.
زمانی، گری‌هاوند بر اساس وعده کانادایی روشن‌تر و به‌هم‌پیوسته ساخته شده بود؛
حالا، آن رویا گذشته است.
آن شب، قبل از حرکت آخرین اتوبوس گری‌هاند، یک راننده تاکسی دو خبرنگار را به فروشگاه رفاه برد. خاموش
او در این سال‌ها چندین بار سگ‌های خاکستری آورد.
البته نه از فلین فلون.
با این حال، راننده در ادامه گفت که از ناپدید شدن آن ناراحت است.
گفت: «می‌دونی، همیشه خیلی چیزها هست که باید تموم بشن.» و شاید فقط همین باشه.
حالا، اتوبوس دنیای شماست.
اتوبوس دنیای شماست.
مسافران، شهروندان یک قوم کوچ‌نشین.
هر چند ساعت یکبار، موقع استراحت سرت را از جایی بیرون می‌اندازی و در کنار اتوبوس پرسه می‌زنی.
این قایق نجات توست در این جاده‌ی خلوت، تنها چیزی که بین تو و دیگران قرار دارد -- حالا می‌خواهی چه کار کنی؟
پس خیلی ازش دور نیستی.
همچنین، نه جایی برای رفتن هست و نه جایی برای دیدن.
پیاده‌رو، شن، چمن.
یک ایستگاه اتوبوس روستایی با نمای فلزی موج‌دار و بدون هیچ ویژگی خاصی.
دود سیگار از چراغ‌های جلوی اتوبوس به داخل می‌پیچید.
فرقی نمی‌کند در کانادا چقدر دور بروید یا اتوبوس کجا توقف کند، چیزی آشنا هنوز وجود دارد.
همیشه یه تیم هورتونز یا یه پمپ بنزین هست
چراغ‌های روشن و یک ردیف ژامبون در یخچال و-
ساندویچ پنیر
همیشه تلفن‌های پولی روی دیوار هستند.
همیشه یه حس تنهایی تو دنیا هست.
راننده اتوبوس گفت بیست دقیقه.
به نظر می‌رسد خیلی طولانی است، و اصلاً طولانی نیست.
کارهایی که می‌خواهید انجام دهید را فهرست می‌کنید: پاهایتان را دراز کنید، هوا را تنفس کنید، یک فنجان قهوه بنوشید و دستشویی کنید.
وقتی همه این کارها انجام شد، می‌توانید دوباره با دیگر مسافران ارتباط برقرار کنید.
زمانی بود که در تاریکی ایستاده بودی
با هم تاریکی را روشن کنید، در حالی که از سرما می‌لرزید.
سکوت دلنشینی بر جمعیت انبوه سایه افکنده است و همه ساکت مانده‌اند، جز صدای وزوز و خرخر موتور خاموش اتوبوس.
حرفی برای گفتن، حرفی برای گفتن و حرفی برای گفتن نیست.
نگاهی به صورت لاغرش انداختی. بعد از همه اینها، شما با آن آشنا هستید: دو ساعت، پنج ساعت، ده ساعت.
تو حتی اسمشون رو هم نمیدونی.
شما با هم از منطقه وسیع کانادا عبور کرده‌اید، اما ممکن است دیگر هرگز یکدیگر را نبینید.
راننده بعد از نوشیدن قهوه‌اش سوار اتوبوس شد.
مسافرانی که بیرون سرگردان بودند، در صفی نامنظم به دنبال او راه می‌افتادند، درست همانطور که اردک‌ها با دقت و وسواس مادرشان را دنبال می‌کردند.
یکی یکی به صندلی‌هایشان برگشتند.
وقتی اتوبوس به بزرگراه برمی‌گردد، چراغ‌های ایستگاه استراحت ناپدید می‌شوند و شما از پنجره به بیرون نگاه می‌کنید.
سیاهی شب به خاکستریِ مبهمی تبدیل شده است.
حالا چراغ‌های عقب بیشتری نسبت به قبل در جاده‌ی پیش رو وجود دارد.
روی صندلی‌ات، به خودت لبخند می‌زنی و در کتت فرو می‌روی.
شب رو به پایان است.
داری میری خونه.
آخرین قدم استرن در آخرین سفرش به عنوان راننده‌ی گری‌هاوند، آرام بود.
مسافران بیشتر، ایستگاه‌های استراحت بیشتر و خداحافظی‌های بیشتر.
در دفتر ولیعهد، یکی از کارمندان تیم هولدن روی پیشخوان خم شد، سفارشش را از روی میز برداشت و مدتی گپ زد.
«این یک پایان تلخ و شیرین برای ماست.» \"
«دلمان برای راننده اتوبوس تنگ خواهد شد.»
«اتوبوس یک ساعت قبل از طلوع آفتاب از بزرگراه اطراف عبور کرد و به سمت وینیپگ حرکت کرد.»
استرن آن را در امتداد خیابان پورتیج، نزدیک آنجا، به سمت شمال، به فرودگاه هدایت کرد.
کارخانه خالی گری‌هاوند منتظر پذیرش اوست. چهل-
سه سال به عنوان راننده‌ی گری‌هاوند.
بیش از ۳ میلیون مایل.
این آخرین مورد است.
او اعلام کرد: «از طرف شرکت، کارکنان و خودم، از شما به خاطر سوار شدن به خط اتوبوس گری‌هاوند تشکر می‌کنم.» \".
یک ساعت بعد، سه وزیر لیبرال در اتاوا کنفرانس مطبوعاتی برگزار خواهند کرد.
آنها می‌گویند که دولت کانادا اهمیت کاهش نژاد سگ‌های تازی را، به ویژه برای افراد مسن و بومی، درک می‌کند.
دولت فدرال در یک بیانیه مطبوعاتی، حرف‌های زیادی زد اما هیچ کاری نکرد.
دولت فدرال «آماده است تا به استان‌ها در شناسایی بهترین راه پیش رو کمک کند» و «مایل است راه‌هایی را برای یافتن یک راه‌حل مؤثر بررسی کند».
دولت مانیتوبا اعلام خواهد کرد که علاقه‌مند به شنیدن پیشنهاد است، اما در تأمین بودجه آن کمکی نخواهد کرد.
فارغ از منافع دولت فدرال، اگر چیزی باشد—
برای گری‌هوند خیلی دیر شده.
برای استرن خیلی دیر شده بود، کسی که حرفه‌اش به مردم اجازه می‌داد از طبیعت وحشی و وسیع مانیتوبا عبور کنند، اما او هنوز آماده بازنشستگی نبود.
ماشین را داخل ایستگاه برد و آن را به داخل پارک هدایت کرد.
مسافران بلند شدند و پچ پچ کنان گفتند: در محوطه بیرونی، یک خبرنگار تلویزیون منتظر بود تا با آخرین گروه سگ‌های خاکستری در مانیتوبا مصاحبه کند.
وقتی مسافران از اتوبوس پیاده شدند، اشترن کنار در اتوبوس ایستاد و با آنها خداحافظی کرد.
او هنوز برای سگ تازی شغل دارد.
او به انتقال اتوبوس از آلبرتا به انتاریو کمک خواهد کرد.
اما این آخرین باری است که او این روال را انجام می‌دهد.
او گفت: «شاید حدود یک هفته در گوشه تاریکی از خانه‌ام، عبوس و گرفته نشسته باشم.» \".
«اما من بر آن غلبه خواهم کرد.»
من حالم خوبه.
«راننده تاکسی فلین درست می‌گوید.»
انگار خیلی چیزها تمام شده است.
اما چه چیزی برای چه کسی هرگز تغییر نخواهد کرد.
برای چیزهایی که نمی‌توان با پول محاسبه کرد، همیشه برای کسانی است که بیشترین نیاز را به آن دارند. ملیسا
مارتین @ freepressmb

با ما در تماس باشید
مقالات توصیه شده
وبلاگ دانش خدمات مشترک
اطلاعاتی وجود ندارد

CONTACT US

بگو:   +86-757-85519362

         +86 -757-85519325

چيزاپ:86 18819456609
پست الکترونیکی: mattress1@synwinchina.com
اضافه کردن: NO.39Xingye Road, Ganglian Industrial Zone, Lishui, Nanhai Distirct, Foshan, Guangdong, P.R.China

BETTER TOUCH BETTER BUSINESS

با بخش فروش در SYNWIN تماس بگیرید.

Customer service
detect