هرگز به ملاقات مادر شوهر بیمار وخیم، برادر شوهر در حال مرگ روی تشک فنری، زن بلند شده، من را با دو نفر در روستای شوهرش مسخره نکنید، دو نفر شرایط خانوادگی خیلی خوبی ندارند، زود سر کار رفتند، دو نفر در جاهای دیگر، به خصوص برای احساسات یکدیگر ارزش قائلند، به تدریج اشیاء مکان بودند، روز سال نو بعد از ازدواج به خانه میرویم. به خاطر زادگاهشان، میتوانند مقداری پول دربیاورند، اما فقط برای سیر کردن شکم خانوادههایشان. بنابراین من و همسرم در جوانی بحث کردیم، یا اینکه چند سال بعد، بعد از بچهدار شدن، سر کار برویم و بعد به خانه برویم تا والدین و بچهها را همراهی کنیم. در سال سوم کار، مادر شوهر بیمار بود، من و همسرم تصمیم گرفتیم با هم به خانه برویم، میتوانیم بگذاریم بچهها از قبل با ما بزرگ شوند، همچنین میتوانیم به فرزندانمان احترام بگذاریم. این مادر شوهر بیمار سالهاست که گاهی اوقات سر کار میرود، تقریباً هر سال، شش ماه یک بار، ده روز به بیمارستان میرود، حداقل سالی سه بار، و هر بار فقط دو نفر به نوبت از من و شوهرم مراقبت میکنند. و دو برادر شوهرش، یک مادر شوهر چند ساله که بیرون کار میکند، هر بار که در بیمارستان است یک ریال هم درآمد ندارد. و یک برادر دیگر، مستقیماً میگوید سرش شلوغ است، دارد رابطهاش را به هم میزند، مادرشوهرش مسئولیتی در قبال او ندارد، به او نگاه نکن. اما شوهرم همیشه میگفت که یک نقطه ضعف، یک نعمت است و مراقبت از والدین، وظیفهای است که باید انجام شود، زیاد با دو برادر بزرگتر بحث نکنید، مادر در بیمارستان است، بیمارستان یک اطلاعیه در مورد بیماران لاعلاج دارد. دو کلمه گفتم، برادر شوهر هنوز برای ملاقات به بیمارستان نیامده است. مادر شوهرش از شوهرش ناامید شده بود و گفت: «میخواهم به خانه بروم، نمیتوانم بیرون از خانه بمیرم.» رسم این کار در روستا این بود که پیرمرد فوت میکرد و خانواده باید چشمانشان را میبستند. بنابراین در حالی که مادر شوهرش در حال مرگ بود، من با عجله به خانه برگشتم. بیش از نیم ساعت نگذشته بود که مادر شوهر رفت. صورتش را جلوی شوهرش گرفته بود و تمام راه را با او قدم میزد، به جعبه چوبی کنار تختش اشاره میکرد، پشت سرش من و شوهرم مجبور بودیم با مادرشوهرش سر و کله بزنیم، اما حتی در این زمان، دو برادر شوهرش فقط یک بار در روز قبر هستند، بعد هر کدام رفتند دنبال کار خودشان و دو برادر بعد از اینکه گفتند، مادر شوهر همیشه مریض میشود، آنها هم پول ندارند، نمیتوانند آه. اما مادرشوهر برای مراسم تشییع جنازه پول لازم دارد اگر سرمایه نداشته باشند، این هم به آنها اشاره دارد. من خیلی عصبانی بودم که مادرشوهرش در چند سال گذشته به دلیل بیماری مجبور به مراقبت پزشکی نشده و یک بار هم مرخص نشده، حالا که فوت کرده، هنوز به پول فکر میکنم، ذرهای هم برایم مهم نیست. این را فقط ببینید، دو برادر بزرگتر اصلی در حال تماشای مادر شوهرش هستند که فقط یک پیرمرد معمولی است. هیچ سپردهای اغلب بیمارگونه نیست، آیا در نهایت، شوهر یا مراسم تشییع جنازه پول را پشت سر من دو برادر بزرگتر گرفتند، میدانم که دعوا کردن با شوهرش بیمعنی است؟ بعد از اینکه من و همسرم ارث مادرشوهرش را تمام کردیم، با دیدن تشک فنری روی تخت اتاق، یادش آمد که مادرشوهرش فوت کرده و دارد تشک فنری را نوازش میکند. زندگی احمقانهای بود بعد از اینکه من و شوهرم زیرانداز را برداشتیم، فشار تخت برای پنجاه هزار دلار، فکر میکنم این شاید پسانداز زندگی مادرشوهره، او این است که چگونه پسانداز کند تا اینقدر پسانداز کند آه، شوهر این پول تاشو را بگیرد، خیلی دوست دارم، وحشتناک بالاخره. (عکسها از اینترنت هستند، هیچ ربطی به نویسنده اصلی ندارند، لطفاً از چاپ مجدد مطالب خودداری کنید.)
QUICK LINKS
PRODUCTS
CONTACT US
بگو: +86-757-85519362
+86 -757-85519325
چيزاپ:86 18819456609
پست الکترونیکی: mattress1@synwinchina.com
اضافه کردن: NO.39Xingye Road, Ganglian Industrial Zone, Lishui, Nanhai Distirct, Foshan, Guangdong, P.R.China