loading

تشک فنری با کیفیت بالا، تشک رول آپ سازنده در چین.

همسرم هم طلاق گرفت، تشک فنریِ بیچاره و درب و داغونم، دو سال بعد نصیبم شد

اسم من یونگ است، یک مرد روستایی. وقتی من و همسرم در روستا هستیم، یک دلال ازدواج به ما معرفی می‌شود، فقط بدانید که ما 30 سال سن داریم، در روستا، افرادی در این سن ازدواج کرده‌اند، بچه‌ها به مدرسه می‌روند. بنابراین ما عجله داریم، چندین بار بعد از ازدواج آنها را دیدیم. همسرم زشته، خانواده‌ام فقیره، برای همین با هم راه میریم. مردم روستا همگی به ما خندیدند، خندیدن به ما تقریباً مثل یک وصلت آسمانی بود. اما من و همسرم اهمیتی نمی‌دهیم، تا زمانی که زنده‌ایم، روزهایمان خوب خواهد بود، حرف دیگران مهم نیست. بعد از ازدواج، من سخت کار می‌کنم، همسرم خیلی مرا دوست دارد. چون خانواده فقیر است، اغلب نمی‌توانند گوشت بخرند، گاهی اوقات گوشت برای خوردن دارند، همسرم گوشت من و مادرم است. من و مادرم خیلی به او مدیون بودیم، او غذا نمی‌خورد، می‌گفت از چربی می‌ترسد. در واقع می‌دانم که او حاضر به خوردن نیست. من و همسرم عاشق زندگی مشترکمان هستیم، سه سال بعد، من و همسرم یک پسر و همسرم دو فرزند به دنیا آوردیم، خانواده‌ای که زندگی ساده و شادی دارند. همسرم در خانه است تا از دو فرزند و مادر مراقبت کند، من زود سر کار می‌رسم، درآمدم خیلی بیشتر از قبل است. دارم پس‌انداز می‌کنم، می‌خواهم پول بیشتری پس‌انداز کنم تا دو تا بچه بتوانند بخوانند. اما ناگهان متوجه شدم که همسرش اشتباه می‌کند، من در خانه استراحت می‌کنم، همسرم همیشه می‌گفت چیزی برای بیرون رفتن دارم، بچه‌ها مهم نیست، من را بیرون بینداز، تمام روز بیرون بروم. ازش پرسیدم کجا برم، گفت خونسرد، بذار برم، اشکالی نداره. یک بار، مخفیانه او را تعقیب کردم، اما آیا پیدایش کردم؟ او عصبانی بود و من دعوا می‌کردم، پر سر و صدا و شلوغ، او گفت که من نمی‌توانم با من ازدواج کنم، سال‌هاست که رنج می‌کشم. من و او گفتیم، سعی می‌کنم پول دربیاورم، هر چه زودتر برایش زندگی خوبی درست می‌کنم. زن چیزی نگفت، چشمانش قرمز شده بود. بعداً، ما دوباره چندین بار دعوایمان شد. دفعه قبل، من و همسرم درخواست طلاق دادیم، او گفت که من پول در نمی‌آورم، پول خیلی کم است، نمی‌توانم زندگی خوبی برایش بسازم. او گفت که نمی‌خواهد این روز‌های فقیرانه را بگذراند، می‌خواهد یک مرد ثروتمند متاهل پیدا کند. به حرف‌های همسرم گوش کن، چون روز تعطیلم دوباره خانه نیست، از قبل برایش خانه پیدا کرده بودند. عصبانی بودم، اولش فکر کردم اگر من فقیر نبودم، با او ازدواج نمی‌کردم، حالا هم مرا رها کن، طلاق بگیر. من به طور ناگهانی و با انگیزه به طلاق او فکر کردم، او مقداری از بار و بندیلش را جمع کرد و رفت. بعد از طلاق، او را ندیده‌ام، به مادرم اجازه داده‌ام که در حین کار، از بچه‌ها هم مراقبت کند. بعد از رفتن همسرش، دیگر خنده‌ای در خانه نبود، زندگی بسیار تلخ و تنها بود. گاهی به همسرم فکر می‌کنم، دلم برای روزهای گرم با هم بودنمان تنگ شده است. دو سال بود که تشک فنری‌ام خراب شده بود، موقع برگشتن خریدمش، بعد از اینکه تشک فنری‌ام باز شد، یک نامه توی تشک فنری‌ام بود، نوشته بود شوهر عزیزم، برگرد، فوراً نامه را باز کردم، بالا را نگاه کردم. نامه توسط زن نوشته شده است، زن می‌گوید: شوهر عزیزم، وقتی این نامه را می‌بینی، ممکن است من مرده باشم. من سرطان داشتم، شاید چند تایی برنده شوم، اما احتمال درمان زیاد نیست، بنابراین نمی‌خواهم پول خرج کنم. در اصل، خانواده ما فقیر است، من نمی‌خواهم تو و دو بچه را بکشم، خیلی بی‌رحمانه، و تو طلاق گرفتی. به شما بستگی دارد که از دو فرزند مراقبت کنید و مادر شوهر، حق ازدواج با یکی از آنها را داشته باشد. اشک‌ها کاغذ نامه را خیس کردند، پشت کلمه تار شده بود. در اصل، همسرم خیلی دوستم داشت! به خاطر سوءظن همسرم، طلاق گرفتم، تشک فنری باز شد، دو سال بعد آن را دریافت کردم، نظر شما چیست؟ (عکس‌ها از اینترنت هستند، در صورت وجود هرگونه تخلف، لطفاً با نویسنده تماس بگیرید تا حذف شود، کپی ممنوع، کپی کردن کل گزارش شبکه، بی‌رحمانه!)

با ما در تماس باشید
مقالات توصیه شده
وبلاگ دانش خدمات مشترک
اطلاعاتی وجود ندارد

CONTACT US

بگو:   +86-757-85519362

         +86 -757-85519325

چيزاپ:86 18819456609
پست الکترونیکی: mattress1@synwinchina.com
اضافه کردن: NO.39Xingye Road, Ganglian Industrial Zone, Lishui, Nanhai Distirct, Foshan, Guangdong, P.R.China

BETTER TOUCH BETTER BUSINESS

با بخش فروش در SYNWIN تماس بگیرید.

Customer service
detect