روی تشک مموری فوم روی زمین افتادم.
مامان، آن هابسون.
خرسِ پنجاه و چند ساله، چند تا آهنگ جدید هم گذاشت -- یه جورایی حال بهم زن.
استودیوی او در اتاق خواب طبقه بالای خانه شهری در الیکات، مریلند، با روغنهای ضروری واقع شده است.
«چطور میخواهی شروع کنی؟» پرسید. من هیچ ایدهای نداشتم.
چطور میتوان یک غریبه را در آغوش گرفت؟
وقتی در دهه ۱۹۸۰ در برکلی بودم، دوستانم روی زمین وقت میگذراندند و لمس کردن و دراز و نشستهای غیررسمی رایج بود.
بعضی وقتها به رابطه جنسی منجر میشوند (که از صبح به همه چیز ختم میشود)
پشیمانی چند دهه بعد
اما معمولاً یک پَرَه است.
خیلی قبل از جنبش #MeToo، خوب یا بد، به یاد نمیآورم کسی نگرانی زیادی در مورد مرزها ابراز کرده باشد.
من الان در واشنگتن زندگی میکنم.
اینجا شهر دوست داشتنی ای نیست.
مردم نسبت به مرزها (حداقل در ملاء عام) بسیار حساس هستند و تمایل دارند از تماس عمدی با غریبهها یا آشنایان خودداری کنند.
حتی قبل از اینکه حرفه سیاستمداران، ستارههای هالیوود و متخصصان رسانه شروع به پیشرفت کند، مردم کنترل خودشان را در دست داشتند.
اما آغوشهای حرفهای، مشاغلی که ما لمس میکنیم در حال افزایش هستند
فرهنگ گرسنگی با رضایت روایت میشود.
طبق قوانینی که توسط مهمانی آغوش و وبسایت آغوش تعیین شده است، هیچ چیزی وجود ندارد که دو نفر از قبل با آن مخالف باشند.
از پروتکل کادلیست پیروی کنید.
جایی که آن آموزش دیده بود، من یک فرصت اولیه با او داشتم. تماس تلفنی برای شناخت شما.
در این مدت، او از من خواست که به عنوان یک موکل و نه به عنوان یک خبرنگار با او صحبت کنم.
از آنجایی که من یک مادر مجرد بودم، او حدس زد که من به مراقبت زیاد عادت دارم، اما ممکن است مراقبت زیادی از خودم دریافت نکنم، و به من گفت که ممکن است از اینکه حضور در کنار دیگران چه احساسی دارد، شگفتزده شوم.
الان، حس اصلی خجالته.
با تغییر جزئی موسیقی، چقدر دلم میخواست روی فوم دراز بکشم، لباس ورزشی گشاد و ژاکت بپوشم، بهتزده شدم.
به او گفتم: «راستش را بخواهید، وقتی تخت ماساژ شما را در اتاق دیگری دیدم، دلم خواست میتوانستم ماساژ بگیرم.»
اما این تقلبه.
«نه، نه،» او گفت.
هیچ راه اشتباهی برای در آغوش گرفتن وجود ندارد.
بنابراین به نقاط مشکلدار گردن و لگنم اشاره کردم.
آن، که مدتها ماساژور بود، متوجه تنش شد و آن را به داخل فشار داد و احساس فوقالعادهای داشت.
اما این یک فریب کامل است.
اگر میخواستم ببینم تجربه آغوش گرفتن چیست، نمیتوانستم تمام ساعت آن را بازی کنم.
مجبور شدم به آبهای ناشناخته بروم. «خب،» پرسیدم.
او گفت: «رایجترین حالت بغل کردن چیست؟ خب، فکر کنم الان داری نقش خبرنگار رو بازی میکنی.» \". بله و خیر.
به عنوان یک مشتری که هزینه را پرداخت میکند، دوست دارم بدانم در یک ساعت خدمات چه امکاناتی وجود دارد.
باشه، گفت.
کلاهبرداری بسیار محبوب است.
گفتم: «خوب به نظر میرسد.»
«میخواهی قاشق بزرگ باشی یا قاشق کوچک؟» پرسید. هوم.
به نظر میرسد که آغوش گرفتن مستلزم تصمیمات زیادی از سوی آغوش است.
مثل این نیست که پیش یک ماساژور یا ماساژور بروید و بنشینید و یک متخصص آن را انجام دهد.
بیشتر یه حس تاریکیه که دارم، چون از شکل اون شیء مطمئن نیستم.
من یک قاشق کوچک انتخاب کردم. او روی پشتم چمباتمه زد و با بازویش مرا در آغوش گرفت.
چند دقیقه بعد، گفت: «دلم میخواهد دستت را بگیرم.»
«فکر میکنم منطقی است، بنابراین گفتم بله.»
برای بقیه جلسه، ما سعی کردیم-
پس از بحث-
چند تا ژست بغل کردن، از جمله اینکه اونجا نشستم و پشتم رو بهش کردم
دستش را دور من حلقه کرد تا به حالت ریشه توبی برسد.
در دقیقه ۵۰، صدای بوق هشدار به گوش میرسد و پس از ۱۰ دقیقه، جلسه تمام میشود.
کمی صحبت کردیم و بعد پولش را دادم و رفتم.
همینطور که به سمت دفترم برمیگشتم، سعی کردم به این فکر کنم که دقیقاً چه چیزی در این جلسه مرا آزار میداد.
اگرچه من تجربه محدودی در آغوش گرفتن حرفهای دارم، اما به نظر میرسد آن در این کار خیلی خوب است.
او یک مادر است. او بدنی راحت و با اعتماد به نفس دارد.
میتونه یه چیز معمولی و غیر عادی باشه...
مشتری خبرنگار با تمایل متمرکزتری (بدون کلاه خبرنگاری) وارد خواهد شد.
اما این دلیل توقف من نبود.
بله.
تعریف آغوش حرفهای غیرجنسی است، اما قوانین آغوش گرفتن مشابه قوانینی است که دانشجویان امروزی در تماس جنسی باید رعایت کنند.
شاید من خیلی عقبگرد داشته باشم، اما نمیخوام ازم پرسیده بشه.
اگر در آغوش کسی دراز بکشم، چه در آغوش باشد چه چیزی، میخواهم تا حدی شهود و اعتماد به نفس داشته باشم که همه چیز خوب است.
با آنی تماس گرفتم تا از او بپرسم: «در فرآیند بغل کردن، به مرور زمان، بغلکننده متوجه میشود چه چیزی برای مشتری مفید است و چه چیزی برایش مهم نیست.»
جواب پیچیده است.
از یک نظر، بله: مانند هر رابطهای، بغل کردنهای مکرر به طرفین اجازه میدهد ریتم را از یکدیگر یاد بگیرند.
اما با این حال، او گفت: «من هنوز هم دوست دارم با کسی در تماس باشم.» . . .
بعضی وقتها یه نوع لمس کردن اشکالی نداره، اما اون یکی بهتره.
بنابراین از یک مشتری دائمی پرسیدم: «میتوانید الان بدنتان را بررسی کنید؟ مهمترین مشکلی که میخواهید حل شود چیست، چطور با بدنتان تعامل میکنید؟» این روز تغییر خواهد کرد --به-
از روز به لحظه.
او گفت این نه تنها در مورد آغوش گرفتن، بلکه در مورد زندگی نیز صدق میکند.
«امید من این است که مراجعینم یاد بگیرند چگونه خودشان و خواستههای فعلیشان را ابراز کنند تا وقتی بیرون میروند و با دیگران رابطه برقرار میکنند ---
عاشقانه یا صمیمیت دیگر-
آنها مهارت صحبت کردن را یاد گرفتند. . . .
اگر ندانی چه میخواهی، واقعاً نمیتوانی به توافق برسی.
«شاید مشکل من این است.»
من با میل خاصی برای در آغوش گرفتن وارد نشدم.
من رفتم تا ببینم و گزارش بدهم --
این چه ماجرایی داره؟
کلاهم را فراموش کردم روی آن
QUICK LINKS
PRODUCTS
CONTACT US
بگو: +86-757-85519362
+86 -757-85519325
چيزاپ:86 18819456609
پست الکترونیکی: mattress1@synwinchina.com
اضافه کردن: NO.39Xingye Road, Ganglian Industrial Zone, Lishui, Nanhai Distirct, Foshan, Guangdong, P.R.China
BETTER TOUCH BETTER BUSINESS
با بخش فروش در SYNWIN تماس بگیرید.