بنابراین.
فرزند شما به دانشگاه رفت.
یا چندین دانشگاه.
تصمیمی گرفته شده است.
فکر میکنی حالا میتونی بشینی و استراحت کنی، به خاطر استرسها و بحثهای اون سال، همه انتظارها، همهشون پشت سرت هستن، درسته؟
خب، نه به این سرعت.
به محض دریافت سپرده پذیرش، پیشنهادی دریافت خواهید کرد تا زندگی دانشگاهی فرزندتان را به یکی از رویاهایی که همیشه میخواستید به آن دست یابید، تبدیل کنید.
شوم ترین این پیشنهادها، تجهیزات خوابگاه خواهد بود.
اگر پول حاصل از بازاریابی مستقیم معیار مهمی باشد، خیلی زود احساس خواهید کرد که هیچ چیز در زندگی ضروریتر از خرید ملحفه نیست.
مدرسه پسرم یک بروشور برای ما فرستاد. -
خب، بروشورهای زیادی. -
درباره «بستهای» که برای خوابگاه ارائه میدهند.
ملحفه، حوله، پتو، یک سبد.
یک چراغ کوچک روی تاج تخت گیر کرده بود.
این دفترچه تضمین میکند که همه چیز با مبلمان خوابگاه او متناسب است.
نوشته شده که وقتی به مدرسه میرسد، بسته میتواند مستقیماً به اتاقش تحویل داده شود.
میگوید میتوانم از این طریق صدها دلار پسانداز کنم.
چه کسی نمیخواهد این کار را انجام دهد؟
این خیلی مسئلهی بزرگیه!
آنها حتی یک روکش تشک مموری فوم هم انداختند!
نه، بسته را به مدرسه نفرستید!
ابتدا باید تمام ملحفهها و حولهها را بشویید.
همچنین، مموری فوم باید روشن شود تا بتواند کمی "نفس بکشد". البته. من این را میدانستم.
این بروشور جزئیات کاربردی در مورد مقاله ارائه نمیدهد. فقط رنگها.
تو نمیدونی اونا چه احساسی دارن یا چطور این کار رو انجام میدن.
اما اگر از یک فروشگاه معمولی خرید کنم، از کجا بدانم که همه چیز درست را تهیه کردهام؟
اگر به فضای ذخیرهسازی روی تخت نیاز دارد؟ پنکه گیرهدار تخت؟ یخچال کوچک؟ مایکروویو؟
چه کسی میداند که خریدن برگه برای دانشگاهها از خود فرآیند درخواست پذیرش استرسزاتر خواهد بود؟
من در مورد بسته خوابگاه در فیسبوک پرسیدم و ۶۳ پاسخ دریافت کردم. بسته را انجام دهید.
بسته پستی درست نکن.
ارزان و راحت. این یه کلاهبرداریه.
این بسته برای بازنده است.
لیست بستهبندی خوب است. آنها قرص میخورند. اونا سفت و سختن
آنها از هم جدا شدند.
آنها بینقص هستند.
من هرگز فرزندانم را با برگههای «بستهبندی» به مدرسه نخواهم فرستاد.
گارنت هیل را امتحان کنید؛
آنها ۱۰۰٪ پنبه بلند دارند. گارنت هیل؟
من حتی برای خودم از مونت گارنت ملحفه نخریدم.
من: قراره یه ملحفه بپیچی یا بریم یه ملحفه بخریم؟
او: برام مهم نیست.
من: لیست بستهبندی ممکن است نوعی مخلوط پلیاتیلن/پنبه باشد. او: هرچی.
من: میگن اگه بخوایم حالت رو انتخاب کنیم باید زود سفارش بدیم. او: باشه.
خب، باید سفارش بدیم؟
او: برام مهم نیست.
اما آنها ملحفههای تو هستند. اون تخت توئه.
مامان، هر کاری دلت میخواد بکن. من میدانم. من میدانم. من میدانم.
فقط ملحفهها.
پس چرا فکر میکنند خودشان مهمترند؟
وقتی دانشگاه بودم، ملافهها را از کمد لباسهایمان برمیداشتم و توی قفسه شیر میگذاشتم.
حالا بهش فکر میکنم. یه نت برگ نو خریدم.
هنوز هم میتوانم آنها را تصور کنم: عاجیِ آبی کمرنگ و نارنجیِ طرح بتهجقه، و کمی جزئیات قهوهای.
من رنگ قهوهای را به خاطر دارم چون ست دوم تختها قهوهای است و گاهی اوقات روبالشیهای قهوهای را با روبالشیهای پیزلی ست میکنم چون مکمل یکدیگر هستند.
باورم نمیشه که ریزنمرات دانشگاهم یادم مونده. حل و فصل شد.
این خیلی خاصه. بستهای وجود ندارد.
من: یکی میخوای یا دوتا؟
اگر فقط یک دست لباس بیاورید، باید همان روز آن را بشویید، خشک کنید و دوباره روی تخت بگذارید.
اگر دو دست لباس میبرید، میتوانید یکی را بیاورید، دست جدید را باز کنید و وقتی مناسب بود، دست اول را بشویید. او: صبر کن. . .
آیا لازم است ملحفهها را بشویید؟
فوم حافظهدار را از هیچ جایی جز تارگت نخرید، در غیر این صورت اندازهتان نخواهد بود.
من تازه از یه جای دیگه خریدم.
آیا میتوانید بازپرداخت کنید؟
خیلی کوتاه.
اما پاهایش آنجا کوتاه خواهد بود، درست است؟
اون که به فوم حافظهدار روی پاهاش احتیاج نداره، داره؟ باشه.
اما نگو که بهت هشدار نمیدم.
البته همه ما بدون اینکه تشک فومی را به خاطر بیاوریم، از دانشگاه عبور کردیم.
اما وقتی در گوگل تختهای خوابگاهی را جستجو کردم، انگار تشک از سال ۸۰ تعویض نشده بود.
عزیزم، ملحفههایی که دوست داری رو انتخاب کن.
آنها به زمان بسیار طولانی نیاز دارند.
من از اینها خوشم میآید. من: اونا؟!
تعداد تاپیک ها ۴۰۰ تاست!
بعد از اینکه یک سال منو تحمل کردی، لیاقت ۴۰۰ تا از این تعداد تاپیک رو هم نداشتی.
حداکثر ۲۰۰ از اواسط مرداد تا اواسط مرداد
در ماه سپتامبر، صفحه فیسبوک من پر از عکسهای والدین در مورد خوابگاههایی بود که فرزندانشان بازسازی کرده بودند و هر اتاق مانند صفحهای در کاتالوگ به نظر میرسید.
یکی از دوستانش فاش کرد که اتاق فرزندش بیش از حد شبیه سلول است و ممکن است به دنبال یک طراح محلی باشد تا کمی از پنجرههایش مراقبت کند.
از تعداد تاپیکها احساس گناه میکنم.
او به تعداد نخها اهمیتی نمیدهد.
اما اگر او بیمار شود و حالش خوب نباشد چه؟
او از تنها بودن خوشحال میشد و خوابیدن روی یک سنگ هم برایش لذتبخش بود.
اما اگر دلدرد و تب وجود داشته باشد و مجبور باشیم یک روز دوباره به رختخواب برگردیم، چه؟
بالشی برداشته میشود و پتویی روی سر کشیده میشود تا سر کسی را بپوشاند؟
آیا نباید آن روزها بهترین و نرمترین ملحفههایی را که میتوان با پول خرید، تهیه کرد؟
۱۸ سال پیش، وقتی پسرم هنوز اولین لباس پشمی کوچکش را میپوشید، اگر کسی به من میگفت که روزی بیشتر از سه دقیقه به ورقههای دانشگاهش نگاه خواهم کرد، فکر میکردم دیوانه است.
با این حال، اینجا سه ماه طول کشید.
آیا این حقیقت را پنهان میکند که شاید من به اندازه کافی برای اینکه او تنها به دنیا بیاید آماده نیستم؟
یا فقط به این خاطر که میترسم روزی یک بار مغزم را پر کنم --تا-
آیا مهدکودک از کنترل من خارج است؟
آیا این آخرین فرصت من است که او را مادر کنم تا بتواند ملحفه بخرد؟
نه، به این سوال پاسخ نده
QUICK LINKS
PRODUCTS
CONTACT US
بگو: +86-757-85519362
+86 -757-85519325
چيزاپ:86 18819456609
پست الکترونیکی: mattress1@synwinchina.com
اضافه کردن: NO.39Xingye Road, Ganglian Industrial Zone, Lishui, Nanhai Distirct, Foshan, Guangdong, P.R.China
BETTER TOUCH BETTER BUSINESS
با بخش فروش در SYNWIN تماس بگیرید.