«استاد، کیفیت این تشک فنری در نگاه اول خوب نیست، به محض اینکه در گذشته یک دریل بسته را باز کردم، چه تشک فنری؟» «گه بیل زدهای که به شما معرفی کردم، کنار آن سفید کوچک است، امروز برای انجام یک مهمان به خانه ما آمدم و سریع یک ماهی کبابی برای خوردن گرفتم، دو تا تازه وارد مهمان به من بدهید؟» «ببینید چه میبینید! ژاکت نپوشید، گوسفند است؟ لیاقت یک عمر ژاکت پشمی نپوشید، نگران ضریب هوشی آه» «استاد من زیبا هستم؟ دهانش را با رژ لب شما پاک کردم، واقعاً زیبا و زیبا»، «من میگویم! شما در را باز نکنید، من مستقیماً به آن ضربه میزنم، حالا در شکسته است، نظر شما چیست؟» «استاد من عصبانی نیستم، ممکن است آسیب دیده باشم، بعداً کلیدهای من در خانه هستند، به من زنگ بزنید تا در را باز کنم»، «خوب راحت آه، خانه باز است تا احساس کنم بسیار راحت است، جای تعجب نیست که برادران ها آنقدر فروشنده را دوست داشتند، بنابراین من هم از چیز راحت لذت میبرم» «استاد میبینید!» این گربهی احمق هر روز وقتی تو خونه نیستی اذیتم میکنه، ببین منو به چه دردسری انداختی، کمکم کن. '' ارباب، من اشتباه میکنم، من فقط یه کم سیبزمینی سرخکرده خوردم، تو کمکم کن بردارمش. '' ارباب، مشکلی هست؟ من همین الان این جفت کفشهای جدیدت رو امتحان کردم، پام حس خوبی داره. '' ارباب، من اشتباه میکنم، نباید یه کیسهی بزرگ غذای سگ میانداختم پایین، من بعداً غذای سگ رو روی زمین تمیز و مرتب سرو کردم، مزاحم شما نشم که غذای سگ رو تمیز کنید. '' دوستان، صفحهی تلفن همراه رو پاک کردم، دوچرخهسواری کردم تا درستش کنم، نتیجهاش این شد که یه ماشین روی جاده افتاد و با مالش بریدش، زمین خورد، مرد هیچی نیست. مالکان همچنین از دیدن اینکه مردم بعداً چیزی را ندارند، بسیار عصبی هستند. دوستانش گفتند اشکالی ندارد، یک تلفن همراه از جیبش بیرون بیاور. صاحبش را ببین، بعد از اینکه پول اصلی را دادی، گوشی را به او دادی. آیا این درست است؟ اغلب در حین کار احساس گرسنگی میکنم، دوست ندارم تنقلات بخورم، فقط به سوپرمارکت اطراف یک دکه میوه میروم تا میوه بخورم، در دراز مدت و دوستانم میوه رسیده میخرند و یک هفته پیش فاکتور میوه عصرانه خریدند، برادر بزرگترم میوه میفروخت و به من گفت: «دوست دخترم را داری؟» بنابراین یک میوه رایگان برای خوردن دارد. «وضعیت امروز اینه که ما از هم جدا شدیم.» دلیلش این است که او فکر میکند من میتوانم خیلی غذا بخورم! در چت آنلاین غرق شوم، پسر مدرسه راهنمایی امروز برای شام در فرصتی که من دارم به او میگویم «حالا مردم در شبکه چه دارند، من اخبار را تماشا میکنم، مردان همجنسگرای غیرطبیعی وجود دارند که به عنوان چت دختر و پسر مبدل شدهاند، باید مراقب باشی پسر کوچولو.» «پسرم برنج را از روی برنج پاک کرد و گفت: نگران نباش بابا، من خیلی مراقبم، من آن پسر بچهی بیهویت نخواهم بود.» با نگاه به دیگران که به راحتی گواهینامه رانندگی میگیرند، میتوانم روز سختی را پشت سر بگذارم. درسته که خیلی احمقم، سوژه چندین بار تو سه تا آزمون قبول نشده؟ دیروز مربی ازم خواست دوباره تو جاده با ماشین تمرین کنم. در مسیر رانندگی میکردم که ناگهان متوجه شدم درختی جلوی در است، ناگهان با عجله بوق زدم، مربی گفت اگر درخت امروز بتواند به تو اجازه بدهد، من تو را به عنوان معلم میپرستم! دعوای دو ساعته، من و برادرم هر بار که بابا برادر صدا میزند، من جلو میروم، صدا نمیزنم برادر، بابا بابا معمولی، دوجین نه! نوبت من است که اشتباه کنم، کتک بخورم، کنار برادرم در میان تشویقها، گفت، خب، خوب بازی کن، مشت بزن! بابا آتش، برگشت و برادرم را زد! برادر از راه دیگری برای کتک زدن من استفاده میکند؟ هنوز هم واقعاً تشویق میکنم. .
QUICK LINKS
PRODUCTS
CONTACT US
بگو: +86-757-85519362
+86 -757-85519325
چيزاپ:86 18819456609
پست الکترونیکی: mattress1@synwinchina.com
اضافه کردن: NO.39Xingye Road, Ganglian Industrial Zone, Lishui, Nanhai Distirct, Foshan, Guangdong, P.R.China